مقتول دقایقی زنده شد و نام قاتلانش را گفت
توسط آرش • تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ • دسته : اخبارجسد پسر جوان در حالی کشف شد که پس از اصابت ضربات چاقو، شلیک سه تیر و ضرب و جرح شدید، سوزانده شده بود، اما جسد تنها دقایقی جان گرفت تا عاملان قتلش را معرفی کند.
کشف جسد
به گزارش اختصاصی خبرنگار ما از دادسرای ناحیه ۲۳ تهران، نهم فروردینماه سالجاری، ماموران گشت انتظامی در کیلومتر ۱۰ جاده قدیم تهران ـ قم و در نزدیکی پاسگاه کوشک، جسد مردی را پیدا کردند که دچار سوختگی شدید شده بود.
جسد کشف شده دچار جراحات شدید بود و اثر شلیک دو گلوله به سرش نیز مشهود بود. ماموران با کشف این جسد بلافاصله موضوع را به مرکز اطلاع دادند و پلیس تخصصی و کارشناسان تشخیص هویت در راه بودند که اتفاق عجیبی رخ داد.
اظهارات مقتول
حدود ۳۰ دقیقه پس از کشف جسد، مقتول در میان حیرت ماموران جان گرفت و گفت: «محسن…» و «ایمان…» پس از مجروح کردن من با چاقو و شلیک گلوله، رویم بنزین ریختند و مرا آتش زدند. او پس از بیان این اظهارات و در حالیکه ماموران قصد انتقال او به بیمارستان را داشتند جان باخت.
آغاز تحقیقات پلیسی
بررسیهای پلیس قم نشان داد که مقتول شهاب نام دارد و ۲۴ سالش بوده است. تحقیقات پلیس قم برای کشف راز این جنایت بینتیجه ماند و پس از ناکامی آنها، پرونده بیست و هشتم اردیبهشتماه به اداره ویژه قتل پلیس آگاهی پایتخت ارجاع شد.
کارآگاهان این اداره در نخستین اقدام موفق شدند خانواده محسن و ایمان را در یافتآباد تهران شناسایی کنند. به این ترتیب خانواده متهمان زیر نظر قرار گرفتند و مشخص شد که هر دو متهم از افراد شرور منطقه بوده و دارای سوابق متعددی در مراجع قضایی هستند. در ادامه رسیدگی به این پرونده برادر محسن به نام «حسن» که او هم از اشرار یافتآباد بود شناسایی شد. ماموران توانستند اعتماد «حسن» را جلب کنند و او حاضر شد که با ماموران همکاری کند. وی هفتم تیرماه سالجاری به اداره دهم پلیس آگاهی مراجعه کرد و گفت که برادرش دیروز نزد او آمده است. حسن به ماموران قول داد که برادرش فردا خود را معرفی خواهد کرد. براساس این گزارش ساعت ۸ صبح هشتم تیرماه «محسن» به پلیس آگاهی مراجعه کرد و با ارائه ۲ قبضه سلاح کینگر ۲۰۰۵ و لندان ماجرای جنایت را برای ماموران تشریح کرد. وی مدعی شد: شهاب با ایمان بر سر مسائل مالی اختلاف داشت و من هشتم فروردینماه با خودروی پرایدم دنبال شهاب رفتم بعد ایمان به ما ملحق شد و با هم به سمت اتوبان آزادگان رفتیم.
متهم به قتل ادامه داد: شهاب شاکی شده بود و با ایمان هم جر و بحث میکردند که ناگهان ایمان با اسلحه چنان به چشم شهاب کوبید که چشمش بیرون آمد. شهاب به او التماس میکرد و من با خودرو به سمت شهرک ولیعصر رفتم. آنجا ایمان شهاب را با چاقو زد و دوباره سوار خودرو شدیم و به سمت جاده قدیم قم رفتیم. به گفته محسن، ایمان در آنجا سه گلوله به سر و بدن شهاب زد و بعد او را با بنزین سوزاند. محسن در ادامه به قتل شخصی به نام «رضا باغبانی» توسط ایمان در جریان سرقت مسلحانه اعتراف کرد.
جستوجو برای دستگیری متهم دوم
با اظهارات محسن، دستگیری ایمان با دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه ۲۳ در دستور کار پلیس قرار گرفت.
تحقیقات پلیس نشان داد که پسر جوانی به نام بهزاد، صمیمیترین دوست ایمان است و از این رو بهزاد شناسایی و مجبور به همکاری با پلیس شد. اطلاعاتی که او در اختیار پلیس قرار داد منجر به شناسایی محل احتمالی تردد ایمان شد. خیابان ۱۷ شهریور محل دستگیری دو موتورسیکلت سواری بود که یکی از آنها «ایمان» ۲۳ ساله بود.
ایمان بلافاصله به اداره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد و ادعای دیگری کرد. وی گفت: محسن به من گفت که شهاب به ناموسش نظر داشته و باید او را از بین ببریم. آن روز با موبایل خودش با من تماس گرفت و گفت، من با شهاب هستم بیا سر چهارراه قهوهخانه که من هم رفتم. متهم به قتل ادامه داد: من پشت فرمان نشستم و محسن با شهاب درگیر شد و او بود که شهاب را به قتل رساند و آتش زد.
تحقیقات برای کشف راز این جنایت و قتل فردی دیگر به نام رضا و همچنین دیگر جرائم ارتکابی از سوی محسن و ایمان ادامه دارد.
منبع: روزنامه کارگزاران
آرش گفته
ایمل نویسنده | همه مطالب توسط آرش






